شمس سراج عفيف

482

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

چنين بزرگوار كبار كه اهل اين كار بودند هر همه ازين سراي فاني سوي سراي باقي خراميدند - اگرچه خواجه ركن الدين پسر خواجه جنيدي و خواجه يمين الدين پسر خواجه شرف الدين مالوه كار پدران خود يافته بودند بر دفاتر خود مينشستند از غايت قربت ملك شمس الدين دم زدن نميتوانستند درين محل خانجهان براي پرداخت كارها و كردارهاي ديوان وزارت نائب اشراف ممالك ملك خطر الدين را مردي كافي و صالح و عاقل و دانا و فراهم در امور ملكي و مالي با مهارت يافته - در غور عمل عمال رسيده - در بحث نكات تحرير و گفتار تقرير نهايت دريافته - خانجهان اسرار نهاني به پنهاني بر ملك مذكور بمستور كشاده - و از حالت مقالت ملك شمس الدين آگاهي داده - كه چنان ميبايد كوشيد كه اين خار قبيح ازين گلزار فسيح بصريح بايد كشيد - چون از زبان خانجهان شنيدند جمله اصحاب دواوين يك جا شدند - و ملك فضل إله علي بلخي اگرچه نائب مستوفي بود محرر ميماند - المقصود بحكمت حضرت ودود جل جلاله و عم نواله جمله اصحاب ديوان در علمهاي ملك شمس الدين شروع كرده نظر بر جمال اوراق عمل ابو رجا انداخته دفاتر اقطاع سامانه و گجرات سمت پيش داشته - در هريك رموزات عمليات براي تحقيق نكات ذهن گماشته - پس نميمتهاي ابو رجا بر دست آورده پيش دستور مستور بازنموده - چون